(3)مثلا به تعويق انداختن قضاوت نهايي در با ره موضوعي كه هنوز همه جوانب ان روشن نشده است اهمالكاري محسوب نخواهد شد .از طرف ديگر نيز نمي توان گفت كه افراد اهمالكار در انجام تمامي وظايف محوله خود تعلل وكاهلي ميكنند .بعضي مواقع ممكن است كه حساسيت وفوريت يك كار بخصوص به قدري زياد باشد كه اهمالكارترين افراد را نيز به تكاپو و فعاليت وادارد . البته بايد توجه داشت كه هر كدام از ما به لحاظ محدوديت زماني ،در هر روز تنها يك سري از كارهايمان را مي توانيم انجام داده ونا گزير از موكول كردن بقيه كارها به فرصتهايي باشيم . ولي اگر اين به فردا موكول كردن جنبه عادت و شكل فرار از مسئوليت به خود بگيرد ، اهمالكاري صورت مي گيرد .همانطور كه گفته شد ، تاخير در انجام كار ، به اوضاع وشرايط موجود بستگي دارد وخود فرد بهتر از هر كس ديگري متواند تشخيص دهد كه در كداميك از موارد ،تاخيرش از نظر منطقي توجيه پذير ودر كداميك از موارد ،ريشه در اهمالكاري دارد . فرد چاقي كه بر سر سفره رنگيني نشسته است وبا خودش ميگويد«از فردا صبح حتما رژيم غذاييم را به طور جدي رعايت خواهم كرد »،دانشجوي بي حوصله اي كه گوشه اتاقش دراز كشيده است و آ رزو كه اي كاش امتحان يك هفته به تا خير بيفتد ،پدري كه خود را غرغ مشغله هاي مختلف ساخته وهر روز به خودش قول مي دهد كه فردا به مدرسه فرزندش سري بزند وهزاران نمونه ديگر ،در واقع در صدد يافتن توجيهي براي به تا خير انداختن وظايفشان وفرار از زير بار مسئوليت ميباشند .(دونالدماركيز) اهمالكاري را هنر ادامه دادن ديروز ميداند .
(4) فرد اهمالكار مكررا قول انجام كاري كه به خود يا ديگران داده است را تمديد كرده و بدين طريق به تجديد و تقو يت اين رفتار كمك ميكند . اليس معتقد است كه تصميم به تعو يق انداختن كاري كه ميتوانيد آ نرا در زمان حال انجام دهيد ، ظاهرا جانشين قابل قبولي است براي عملي ساختن آن و به شما امكان ميدهد تا خود را فريب دهيد و فكر كنيد كه با انجام ندادن كاري كه قصد انجام آ ن را داشتيد به خودتان دروغ نگفته ايد . به زعم(بلس ) نويسنده كتاب ( روانشناسي تنبلي ) ، يكي از دلايل فراگير بودن تنبلي در انجام كارها نيز همين مسئله است كه هر مسامحه و تنبلي بلا فاصله خود را تقويت ميكند .
(5) علائم تعلل ورزيدن : افراد اهمالكار داراي چند علائم برجسته رفتاري ميباشند ؟ الف- احساس غرق شدن در مسئوليت ها .ب- رفتار وقت كشي و اتلاف وقت . ج- ناتواني در رسيدن به اهداف مهم زندگي .د- انجام كارها با سرعت زياد در آ خرين دقايق .ه- خيال بافي و آرزو به جاي انجام كارها .و- نداشتن برنامه ريزي مداوم براي زندگي .ز- دادن شعارهايي كه هيچ گاه انجام نميشوند .- علل تنبلي و اهمالكاري : ( بلس ) علل تنبلي ودفع الوقت كردن را به چهار گروه تقسيم ميكند : 1) عوامل گرايشي ؛مانند : عدم تمايل به قبول زحمت ، ترس از شكست ، عزت نفس اندك، افسردگي و... 2) موانع شناختي ؛ مانند :عدم اطلاعات كافي ، مشخص نبودن اولويتها وترديد داشتن. 3) شرايط محيطي يا عوامل خارجي ؛ مثل : عدم وجود امكانات لازم وكافي ، سرو صدا، نبودن دوستان واقوامي كه بتوانند به شكلي به انجام كا ر كمك كنند .4) موانع جسماني ؛ نظير: خستگي، استرس وبيماري .
................. ادامه دارد.
حسين سياوشي
موضوعات مرتبط: كودكان و نوجوانان



